چکیده: تجلی فرهنگ در معنای زندگی روزمره معمولا در ضرب المثل ها، سبک زندگی، اعتقادات و باورها و نهایتا ماهیت های مادی مردمان [همچون معماری] نمود می یابد. در این وادی مردمان شرق و در موضوع ما مردمان خاورمیانه و خاور نزدیک به اندازه ای دارای نمود مشترک فرهنگی هستند که بعضا میتوان از الگوهای مشترک توسعه ای برای ملت های مختلف بهره گرفت. در وادی معماری نیز الگوبرداری از عنصرهای هم سو با فرهنگ و هویت خود می تواند راه گشای خلاقیت و بهینه سازی رویکردهای توسعه ای بعدی و به اعتبار نتیجه به وجود آمدن معماری پایدار و هویت گرا باشد. در این بین شاید بتوان نور و مناسک و منازل آن را از جمله موضوعاتی دانست که در اکثر فرهنگ های تعالی گرا بدان توجه ویژه ای شده است. چرا که؛ نور جزو تاثیر گدارترین مولفه های محیطی شناخته میشود. ولی امروزه شاهد این مساله هستیم که گاهی با بالا رفتن آگاهی های علمی و رشد تکنولوژی همچنین در تنگنای معماری از پیش تعریف شده دوران مدرنیته، گاهی توجه به نور و ارزش های والای آن فراموش میشود. چنان چه به نظر میرسد گاهی حتی این عامل کارامد درک محیط و فضا دیگر کلیدی ترین عامل طراحی یک اثر نیست. در حالی که گذشتگان با بهره گیری از کمترین امکانات در حالی که از نور به بهترین نحو ممکن در ساخت فضای مصنوع خود یاری میجستند، بدون اینکه دانش آکادمیکی داشته باشند، در واقع معماری پایدار و هویت گرا و معنامند را به منصه اجرا میگزاردند. نمونه این استفاده را در مشربیه میتوانیم ببینیم. در این پژوهش با مطالعه عنصر کالبدی مشربیه و چیستی آن، نقش این عنصر در معماری عربی/اسلامی بررسی شده است. سپس ضمن ارائه الگوهایی نحوه استفاده و الهام گیری از این عنصر را در معماری هویت گرای امروزی بیان کرده و در پایان نتیجه میگیرد که مشربیه میتواند امروزه نیز الگوی مناسبی باشد برای طراحی معمارانه. چرا که؛ این الگو برخواسته از فرهنگ و هویت میباشد.